تبليغاتX
ایران سرای من است

 

نوروز در راه است

                                                                  

نوروز، جشن ایرانیان از روزگاران کهن پر شکوه ترین جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای  است که روایت های تاریخ درباره پیدایش آن بسیار گوناگون است  نوروز جشن شروع  فروردین یا  « فرودگان »  است که یاد آور  اجداد و نیاکان ما بود و چنان می پنداشتند که در پنج شب  ، ارواح پاک مردگان ، برای دیدار وضع  زندگی و  احوال  بازماندگان  به  زمین فرود  می آیند و در خانه و آشیانه خویش  سرگرم تماشا وسرکشی  می شوند . اگرخانه روشن و پاکیزه و  ساکنان آن  راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمی گردند. اما درغیر اینصورت ، آنان غمگین وناراحت به منزلگاه خویش باز می گردند وتا سال آینده به انتظار می نشینند .

 درباره  پیدایش  نوروز در روایتی دیگر  چنین آمده است که نیشکر را جمشید در این روز یافت و مردم از کشف خاصیت  آن متحیر شدند  . پس  جمشید  دستور داد تا از  ( شهد آن ) شکر ساختند و به مردم هدیه دادند . از این رو ، آن را نوروز نامیدند .

 همچنین روایت شده که اهریمن ، بلای خشکسالی و قحطی را بر زمین فرو نشانید . اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت و عاقبت او را شکست داد . آنگاه خشکسالی،  قحطی ونکبت را بر روی زمین از ریشه بخشکانید و به زمین بازگشت با بازگشت ویدرختان و هر نهال و چوب خشکی سبز شدند . پس مرد م این روز را « نوروز » خواندند و هر کس به یمن و مبارکی در تشتی جو کاشت و این رسم سبزه  نشانیدن در ایام نوروز از آن زمان به امروز باقی مانده است . در خیام نامه آمده است :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت 23:32 |

 

ای  اهورا مزدا  ! ای دانای دانایان !

          آفریدگارا !        آفریدگارا !      آفریدگارا !

تا آتش جاودانت برپاست از تو یاری می جوییم و تو را می ستاییم.

ای آفریدگار پاک ترا پرستش می کنیم  و به  تو نیاز  می آوریم.

ای مزدا اهورا  ! که بر همه   چیز  آگاهی  و  بهتر می دانی  که دیویسناها چه  کسانی  هستند !

و بهترین  داوری میان نیک و بد. 

پس ای مزدا اهورا  از تو خواستاریم  مزدیسنایان ، نیکوکاران ،

راستان و اشوان را یاری دهی و از گزند بدکاران و «دیویسناها» برهانی .

ای  خدایی  که  برترین برتری ها هستی !

ای  خدایی که  جهان را آفریدی ، آسمانها و زمین را آفریدی  انسان را آفریدی و شادی را برای انسانها آفریدی ، تا در برابر  دیویسنایان  پیروز  باشیم  و  بر تیرگی ها و  تاریکی ها روشنایی ببخشیم.

ای  هستی  بخش دانا ! که  وهومن از  هستی توست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 و ساعت 23:22 |
 
 

گوشه هایی از سخنان اشوزرتشت

 

 حالا نگاهی به سخنان اشوزرتشت ایران خودمان بیاندازیم و ببینیم چقدر با آن سخنان سلمان تفاوت دارد. این است اندیشه و خرد پرشکوه ایرانی.

 اهنود گات سرود ششم

رهبر ِ درستی باید برابر نخستین بنیادهای زندگانی٬ با کسی که دروغکار یا راستکار است٬ یا نیکی هایش با بدی آمیخته است٬‌ با داد و دادگری رفتار کند.

کسی که با اندیشه و گفتار و کردار٬‌ دروغکاری را در کارهایش ناکام می سازد٬ یا کسی را که پیشش آید٬‌ نیکی می آموزد و راه می نماید٬ در باور خود به پیش می رود و از خشنودی خدای دانا بهره مند می گردد.

ای مزدا٬‌ منم آن کسی که با این نیایش های اندیش انگیز خود٬‌ نا آگاهی و کج اندیشی را درباره ی تو٬‌ بد اندیشی را در خانواده٬‌ دروغ و آزار را در میان مردم آبادی٬ نکوهش و سرزنش را از انجمن دوستی٬ و بدترین اندیشه را از پهنای جهان پاک می سازم.

خدایا دلم را برانگیز و از آرامش توانایی ام بخش. از افزاینده ترین خرد خویش٬‌ ای مزدا٬ پاسخ به نیایش هایم ده. از راستی نیروی فراوانم فرما و از منش نیک شادی ام ارزانی فرما.

اینک زرتشت٬‌ تن و روان و چکیده ی اندیشه نیک و کردار و گفتار و همه نیروی خود را که از راه راستی و از آوای درونی دریافته است٬ به خداوند خرد٬‌ پیشکش می دارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در شنبه پانزدهم بهمن 1384 و ساعت 21:51 |

 

سهم ایران در تمدن جهان

 

 اکتشافاتی که در سالهای اخیر در سراسر ایران شده عقیده ی سابق علما و باستان شناسان را دایر بر اینکه قسمت عمده ی صنایع اولیه از تمدن ملل جلگه بین النهرین اخذ شده نقض کرده است و امروزه تصور قوی میرود که تمدن از فلات ایران روبه مغرب و جلگه ی بین النهرین رفته باشد. « گیر شمن » متذکر است که سکنه ی بدوی بین النهرین از همان نژاد و منشاء سکنه ی فلات ایران میباشند. بطور خلاصه میتوان گفت که سومریها با خود تمدن موحود در فلات ایران را به محل التقای دو رود دجله و فرات آوردند و درآنجا به مناسبت تحربه ای که قبلا در مبارزه با طبیعت و تسخیر و رام کردن آن در فلات ایران و مناطق کوهستانی آموخته بودند توانستند تمدن به معنای واقعی را پی ریزی کنند. «ثعالبی » در کتاب « اخباز ملوک الفرس » نکاتی را متذکر میگردد که کشفیات امروز گفته ی او را به ثبوت میرساند. وی مینویسد ،«حکومت ایران قدیمترین حکومتهای عالم و سلطنت آن مملکت با دوامترین سلطنتهاست و جمیع اختراعات مفید که موجب متمدن شدن نوع بشر است به پادشاهان ایران منسوب است ».وی شیار زمین و گله داری و رمه بانی و قلعه سازی و بنای شهرها و اختراع آلات جنگ و وضع اصول داوری و عدالت و تعیین  جشنها و صید و تعلیم جانوران و اختراع آلات موسیقی مانند جنگ «سنج » و فن طبخ را به پادشاهان ایران نسبت میدهد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در شنبه پانزدهم بهمن 1384 و ساعت 21:16 |

 

فردوسي : حکيم فرزانه ابوالقاسم حسن ابن اسحق . شاعر نامي ايران که

ايران را پس از ۲۰۰ سال از دست زبان اعراب نجات داد و دوباره زبان پارسي را به

کشور هديه کرد . او در سال ۳۲۹ در قريه باژ از توابع طوس پا به حيات گذاشت.

و مدت ۳۵ سال از عمر خود صرف جمع آوري تاريخ ايران به صورت نظم و شعر کرد.

که منبع گردآوري او از کتاب خداي نامه شاهنشاهي ساسانيان بود .

اما حاکم وقت سلطان محمود غزنوي رنج او را ضايع کرد و

او را آزرده و رنجيده خاطر نمود . او بزرگترين شاهکار ادبي جهان را بوجود آورد

که هم اکنون کشورهاي مختلفي يادواره او را گرامي ميدارند

و او در نهايت اندوه در سال ۴۱۱ هجري در طوس درگذشت .

که بدليل سروده هاي جنجالي او عليه اعراب و نکوهش چنيدن باره آنان  

مسلمانان بر جشدش نماز نگذاشتند و وي را در گورستان مسلمان خاک نکردند

ولي او در تاريخ جاويد ماند.

کاوه آهنگر : آهنگري که چرم پاره خود را بر سر نيزه زد و ضحاک تازي

را از تخت پادشاهي ايران به زير افکند و بعدها چرم وي به

درفش ملي کاوياني مبدل گشت . کاوه با ياري مردم ضحاک تازي را در

کوهها حبس کرد و فريدون را به سمت پادشاه ايران نشاند .

کمبوجيه : کامبوزيا يا کامبيز . فرزند کورش کبير . او با اقتداري

ستودني و باور نکردني در سال ۵۲۵قبل از ميلاد سرزمين هاي مصر

را بديلي عمل نکوهيده مصريان در برابر ايرانيان ( تعداي از ايرانيان را در مصر کشتند

و به تمسخر پرداختند ) فتح کرد و کل مصر به زير چتر پادشاهي ايران در آورد .

او پيرو مزديسنا زرتشت بود و همواره دين بهي را دنبا ميکرد .

وي در راه بازگشت خبر دار شد که فردي به نام برديه يا

گئومات ادعاي پادشاهي ايران نموده است و به نام برادر او

کل پادشاهي را از آن خود کرده و دست به جنايات و کشتار مردم ايران زده .

که در نهايت از اندوه اين   کار نکوهیده او جان داد.

 

کورش کبير : يکي از بزرگترين پادشاه تاريخ ايران و جهان که بدليل اخلاق و منش

و کردار نيک نامش در تاريخ به ثبت رسيد .

او اولين اعلاميه حقوق بشر و آزادي

انسانها را در جهان صادر کرد . او نيز پيرو دين بهي زرتشت بود .

که همواره تاريخ از او به عنوان يکي از نوابغ بشريت نام ميبرد .

او پادشاه ماد را شکست داد . پادشاه ليدي را نيز مغلوب ساخت و

بابل را که يکي از بزرگترين مراکز جهان آن روزگار بود به کلي فتح کرد و پس

از ورود به بابل به احترام به خداي مردوک آنان تاجگذاري نمود تا حسن نيت

خويش را به ملت مغلوب به اثبات برساند به صورتي که آنان وي را فرستاده

خدا ميناميدند. پس از آن بناي بزرگترين شاهنشاهي و امپراتوري تاريخ را بنا نهاد

که در نهايت در سال ۵۲۸ قبل از ميلاد در جنگ با سکاهاي خونريز کشته شد . هم اکنون تنديس اين بزرگ مرد

درسيدني استراليا و يکي از پارکهاي بزرگ ايالات متحده وسازمان ملل متحد از طلاي خالص نصب ميباشد و اعلاميه

او در سازمان ملل نقش سمبل آزادي و دموکراسي را براي

نخستين بار در جهان ايفا ميکند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 و ساعت 21:35 |

 

 در سال های ۱۹۳۳ و ۱۹۳۴، ضمن حفریات تخت جمشید، پایتخت

امپراتوری پارس، در دیوار استحکامات، چندین هزار لوح گلی با

متن هایی به خط میخی عیلامی به دست آمد. این لوح ها در زمان

فرمانروایی داریوش بزرگ ( ۵۲۲- ۴۸۶ پ.م.) نوشته شده و تاریخ

آن ها سیزدهمین تا بیست و هشتمین سال فرمانروایی داریوش، یعنی

از سال ۵۰۹ تا ۴۹۴ پ.م. را در برمیگیرد.این مجموعه بخش کوچکی

است ازبایگانی واقعی دیوان شاهی.

لوح ها به صورت خام نگهداری می شد، اما وقتی اسکندر در سال

۳۳۰ پ.م. پس از تسخیر تخت جمشید مجموعه ی کاخ ها را به آتش

کشید، در حالی که تعداد نا مشخصی ازلوح ها برای همیشه نا بود

شد، تصادفا بخشی از آن ها در لهیب آتش پخته شد و برای ما محفوظ

ماند. لوح های موجود، مربوط به سرزمین اصلی هخامنشیان، یعنی

پارس یا فارس امروز و سرزمین جلگه ای و پرآب عیلام در

دامنه ی فارس مرتفع است.

متن ها در مجموع فقط یادداشت های اداری است. برای نمونه برلوحی

نوشته شده: (( ۱۲۰۰ لیترجوبرداشت شد، به حواله ی دوشهرته، وهوکه

آن را تحویل گرفت )). یا : (( در سال بیست و دوم، تهماسب حسابدار،

یک کوزه آب گرفت )). درمیان این اسناد

حتی گاهی پرداخت ها و مخارج چند ماه یا حتی یکسال تمام در یک

حساب رسی نهایی جمع بندی شده است. در این لوح ها از کارمندان

گوناگون زیادی، با اشاره به محل کارشان و همچنین ازکارگرانی

که حقوق شان راازاین کارمندان دریافت می کردند، یاد می شود.

کارگردان مسئولیت انجام کارهای زیادی را به عهده دارند و متناسب

با با کارشان مزد می گیرند. با در کنار گذاردن این اطلاعات مجرد

و پراکنده، به تصویر جان داری از زندگی امپراتوری هخامنشیان

دست می یابیم.

بازاریابی این لوح ها ازاین روی دارای اهمیت زیاد است که

باستان نگاران تا کنون تنها ناگزیر به استفاده از گزارش هایی

بودند که از نویسندگان و مورخان غیر ایرانی - و بیش تر یونانی -

در اختیار داشتند که سرآمدشان هرودت ( ۴۸۵ - ۴۲۵پ.م.)

با کتاب بزرگ اش (( تواریخ )) است.

 

+ نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 و ساعت 15:59 |

 

  

به ایران بیندیشیم، که سه هزارساله است به همت فرزندان

نخبه ی خویش به جهان سر بلند زیسته است.

به این سر زمین بیاندیشیم، که مردم اش، چنان که جغرافیا وآداب

ورسوم اش گونه گونه اند: ولی از تاریکی، پرتگاه ها و

دشواری های فراوان تاریخ، در همه ی دوران ها، آن سان به

شیوه ای یکسان گذر کرده، که گویی به روشنای چراغ خردی

یگانه راه سپرده است.

به مردم ایران بیاندیشیم که اتحادی نا نوشته و حتی نا گفته را،

که مایه ی بقای هویت و استقلال شان بوده، به زمان نیاز چندان

محترم داشته ، جدی گرفته اند که در حیات خود، بارها ناظر ازهم

گسیختن رسن اتحاد مکتوب و مقدس ملت های متعددی بوده ، که

تمدن خود را ابدی می انگشتند.

 

به خواست اهورامزدا، من چنینم که راستی را دوست دارم از دروغ روی گردانم.

دوست ندارم که ناتوانی از حق کشی در رنج

باشد. همچنین دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کارهای ناتوان

آسیب برسد. آن چه را که درست است من آن را دوست دارم. من دوست

 برده ی دروغ نیستم. من بد خشم نیستم. حتی وقتی خشم مرا

می انگیزد، آن را فرو می نشانم. من سخت بر هوس خود فرمانروا

هستم.

 

این است بخشی از معتقدات داریوش که خود درسنگ نبشته اش اعلام می کند.

چنین بیانیه ای از زبان یک شاه، در سده ی

ششم پ. م . به معجزه می ماند. از بررسی دقیق لوح های دیوانی

تخت جمشید نتیجه می گیریم که داریوش واقعأ هم با مسائل مردم

ناتوان همراه بوده است. این لوح ها می گوید که در نظام او حتی

کودکان خردسال از پوشش خدمات حمایت اجتماعی بهره

می گرفته اند، دستمزد کارگران در اساس نظام منضبط مهارت

و سن طبقه بندی می شده، مادران از مرخصی و حقوق زایمان و

نیز ( حق اولاد ) استفاده می کرده اند، دستمزد کارگرانی که

دریافت اندکی داشتند با جیره های ویژه ترمیم می شد تا گذران زندگی شان آسوده تر شود.

فوق العاده (( سختی کار)) و (( بیماری )) پرداخت می شد، حقوق زن و مرد برابربود و زنان می توانستند کار نیمه وقت انتخاب کنند،

تا از عهده ی وظایفی که لوح های دیوانی هخامنشی گواه آن است

برای سده ی ششم پ. م. دور از انتظار است. چنین رفتاری، که

فقط می توان آن را مترفی خواند، نیازمند ادراک و دورنگری

بی پایان بوده است و مختص شاه مقتدر و بزرگی است که می گوید:

(( من راستی را دوست دارم )) و حتی به همسران خود آموخته بود

که با تمام توان این راستی وعدالت را مواظبت کنند. آن ها هم درست مثل هر مستخدم و کارمند دولت هخامنشی ناگزیرازپذیرش دقیق حساب رسی کلیه درامدها ومخارج در بارخویش ازجمله مخارج

سفر خود و همراهانش نظارت داشت)).

 

+ نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 و ساعت 15:10 |

           

 

            در میکده دوش زاهدی دیدم مست

                  

                   تسبیح به گردن ، حرامی در دست

           

           گفتم زچه در میکده جا کردی گفت:

              

                 ازمیکده هم به سوی حق راهی هست

+ نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 و ساعت 13:8 |

 

كالبدشكافي و

خودشناسي فرهنگي

(برگرفته از كتاب: ايران، ابرقدرتِ هزاره سوم؛  نوشته: محمدرضا ميرزااميني)

(انديشگاه شريف)

 

ايرانيان امروز اراده‌ي درازمدت ندارند اما مي‌توانند اراده كوتاه‌مدتِ عظيمي را فراهم نمايند.

البته اگر بتوان آنان را به كاري عادت داد... اراده‌ي كارها در آنان نهادينه مي‌شود.

ايرانيان ملتي بسيار احساساتي و هيجاني هستند، اين نكته گاهي مفيد و گاهي مضر به حالشان مي‌باشد.

بعلاوه، ايرانيان ملتي ماجراجو هستند كه در بدترين شرايطِ روزمرگي نيز از آن چشم نمي‌پوشند، در واقع آتش زير خاكستر است.

ايرانيان به برتريِ هوشي و استعدادي خود واقفند.

اگرچه محققان بسياري در جهان به اين نتيجه رسيده‌اند كه اساساً هوشِ انسانها وابسته به نژاد آنها نيست بلكه وابسته به آموزش و شرايط و امكانات مي‌باشد، ولي نكته اساسي راجع به ايرانيان، فرهنگ تربيتي آنان است كه منشا ديدي چالشي نسبت به اطراف‌شان است و به زرنگي، زكاوت و سرعت احترام مي‌گذارد و مجموعه اينها باعث شده است تا قدرت حل مساله و ايده‌پردازي فوق‌العاده‌اي داشته باشند.

البته كسي نيز در جهان، منكِرِ هوش ايرانيان نشده است.

حس خودنمايي و خودپرستي جمعيِ ايرانيان بسيار زياد است.

هر ايراني ناخودآگاه با ديدن صحنه‌اي از موفقيت (يا حتي به قول معروف كار آرتيستي) در اطراف خود يا به صورت ملي، احساس وجد و لذت مي‌كند.

ايرانيان ذاتاً قهرمان‌گرا و قهرمان‌پرست هستند، اين قضيه در خون آنان جريان دارد.

ايرانيان همواره قهرمانان را دوست داشته اند و به آنان اعتماد كرده‌اند، اما قهرمانان زيادي در

       طول تاريخ كشور ناكام مانده و باعث دلسردي ملت را فراهم كرده‌اند. آخرين تراژدي

قهرمان‌پروري ايرانيان، منتخب دوم خرداد آنان است...

اما راه‌حل چيست؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه دهم بهمن 1384 و ساعت 18:44 |

  

 

          منشورپارسوماش

    

 

منم کوروش شهریار روشنایی ها

 

این منم کوروش

پسر ماندانا و کمبوجیه

پادشاه جهان

پادشاه پهناورترین سرزمینهای آدمی

از بلندترین پارسوماش تا بابل بزرگ.

 

این منم پیشوای خرَد، خوشی، پاکی و پارسایی

توادۀ بی دلیل نور، توتیای ترانه، سرآمد سلطنت

بعل با من است و نبوبا من است

من آرامش بی پایان انشان و

شکوه ملت خویشم.

من پیام اور برگزیده اهورا و عدالتم

که جز ازادی

آواز دیگری نخواهم اموخت.

 

پس شادمان باشید

زیرا به یاری ستم دیدگان خسته خواهم امد

من شریک درهم شکستگان سرزمین شما هستم

زودا از این ورطه برخواهید خاست

و من این شب وحشت را درهم خواهم شکست

و روز را به خاطر خاموشان بازخواهم خواند

وآزادی آدمی را رقم خواهد زد

و به خنیاگران خواهم گفت

برای گوشه گیران و گمنامان بخوانند

من آمدۀ عدالت و میزبان آزادی ام.

 

چنین پنداشته

چنین گفته

چنین کرده ام

که پروردگار بزرگ

به اسم هفت آسمان بلند آوازم داد

تا پیشوای دانایان و برادر دریادلان شوم.

 

من امنیت بی پایان آوردگان زمینم

که به احترام آزادی

دیوان و درندگان را به دوزخ درافکنده ام.

پس اهریمن نابکار بداند

که سرزمین من، ساحت بی انتهای آفتاب و آرامش آدمی ست.

                              

                                                    


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه نهم بهمن 1384 و ساعت 21:2 |

دوره قدرت

  هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد آژدهاک شورانید و موفق شد, کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد. با شکست کشور ماد بوسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود, پادشاهی ۳۵ ساله آژدهاک پادشاه ماد به انتها رسید, اما کوروش به آژدهاک آسیبی وارد نیاورد و او از را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود. کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود، خردمندانه از کرزوس، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه نهم بهمن 1384 و ساعت 13:54 |

 

رستم : ملقب به تهمتن . پهلوان بزرگ ايران . فرزند زال و رودابه . نواده سام و مهراب کابلي که در عهد کيقباد و کيکاوس و کيخسرو با تورانيان جنگيد و از خود دلاوري ها و رشادتهاي شگفت انگيز بر جاي گذاشت .


رستم فرخزاد : سردار کبير ايران که در جنگ با اعراب کشته شد . او سپهسالار بزرگ ارتش ايران در زمان پادشاهي يزدگرد سوم بود که حماسه اي در جنگ قادسيه بوجود آورد که تاريخ نياکانمان را زيبا تر از هميشه ساخت .


آشوزرتشت اسپيتمان :پیامبر اهورائی ایران زمین و نخستين پيام آور صلح و خرد و انديشه جهان که تاريخ زيستن او را از حدود قرن هفتم قبل از ميلاد تا۱۷۳۵قبل از ميلاد تخمين زده اند که هنوز هيچ تاريخ شناسي نتواسته است از زمان او آگاهي پيدا کند . او ايرانيان را به پرستش خدا يگانه دعوت کرد . نام پدرش پورشسب و نام مادرش دغدو . که گفته اند يکي از دلايل بوجود آمدن بزرگترين امپراتوري تاريخ در زمان شاهنشاهي هخامنشيان گرويدند پادشاهان آن زمان به دين زرتشتي بوده است .

 


سعدي : يکي از بزرگترين شعرا و فصحاء و سخن سرايان ايران و جهان . که زبان پارسي را پس از ترک تازي هاي مغول دوباره زنده و جاودانه کرد . او سبکي نوين بوجود آورد که هنوز هم سرمشق نويسندگان فارسي زبان است گلستان و بوستان او يکي از شاهکارهاي ادبي ايران است که در نهايت در سال ۶۹۱هجري در شيراز فوت ميکند .


سنباد : يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکوتهاي غارتگر اعراب در ايران که به جان و مال و ناموس ايرانيان تجاوز ميکردند . او اهل نيشابور بود و پس از اينکه منصور خليفه عباسي - ابومسلم خراساني را کشت وي در نيشابور به خونخواهي از ابومسلم که فردي ايراني و وطن پرست بود برخواست و قيام کرد که در نهايت با شصت هزار نفر از يارانش توسط اعراب بيابانگرد و کشتارگرکشته شد .


سورنا : او نه تنها يکي از بزرگترين سردار ايران محسوب ميشود بلکه در زمان پادشاهي اشکانيان بزگترين سردار تاريخ جهان نيز نام گرفته بود . او سپهسالار ارتش ايران بود که در سال ۵۳قبل از ميلاد کراسوس سردار مشهور روم را با سپاهيان بيشمارش شکست داد و تاريخ ايران زمين را دگرگون نمود .


سياوش : يکي از اسطوره هاي ملي ايرانيان . که زمان هاي مديدي سوگ سياوش را هر ساله گرامي ميداشتند . پسر کيکاوس و پدر کيخسرو . سودابه زن کيکاوس عاشق او شد که سياوش از او امتناع ورزيد . سودابه به همين جهت اورا نزد پدر متهم ساخت و سياوش بتوران نزد افراسياب رفت و دختر وي را به زني گرفت . گرسيو برادر افراسياب به سياوش حسد برد و افراسياب را وادار به کشتن او کرد . که کشته شدن سياوش باعث جنگهاي طولاني و غضب ناکي ميان ايرانيان و تورانيان گشت .


شاپور ذوالاکتاف : شاپور دوم پادشاه مقتدر ساساني که پس از خلع آذر نرسي بر تخت پادشاهي ايران جلوس کرد و هفتاد سال پادشاهي کرد . او يکي ديگر از پادشاهان بزرگ ايران است که چندين بار از حمله اعراب به ايران جلوگيري کرد و با انديشه نيک سرزمين آريايي ما را از هجموم بيگانگان محفوظ داشت . او را به اين جهت ذوالاکتاف ميخوانند که داراي شانه هاي پهن و بزرگ بود . در بعضي از کتب تاريخي گفته است به دليل آنکه پس از اسير کردن مهاجمين ( اعراب ) از کتف آنان طنابي عبور ميداده و همه را به طناب ميکشيده ذوالاکتاف ناميده شده ولي اين باور با ابهت و منش نياکان ما در تضاد است .


شاهين : يکي از بزرگ سرداران و سپهسالاران ايران در زمام پادشاهي خسرو پرويز ساساني .


 

شيدرنگ : پزشک و فيلسوف ايراني در عهد ضحاک که پزشکي را يکي از مشاغل واجب الوجوب ميدانسته .


عمر خيام : فيلسوف - منجم - رياضيدان و انديشمند ايران زمين . که نه تنها ايران را دگرگون نمود بلکه تاثيري ژرف در جهان از خود برجاي گذاشت . هم اکنون تنديس اين بزرگ مرد در دانشگاه فلورنس ايتاليا نصب است و فلسفه و خصوصيات او تدريس ميشود . او در زمان جلال الدين ملکشاه سلجوقي زيست کرد و از قوانين اعراب بيابانگرد که سايه در کشورمتمدن ما گسترانيده بود به تنگ آمده بود و رباعيات بسياري در شکايت از آنان به روشني گفت .

 

+ نوشته شده توسط ساناز در شنبه هشتم بهمن 1384 و ساعت 21:41 |

 

بهرام چوبين : سردار دلير ايران که در زمان پادشاهي هرمز چهارم ايران را از حمله وحشيانه ترک ها نجات داد و با لشگر کشي و حمله به آنان ارتش آنان را شکست داد . که بعدها در جنگ با روميان شکست خورد .


پيروزان : يکي از سرداران ايراني در زمان يزدگرد سوم . که در جنگهاي ايرانيان با اعراب رشادتهاي از خود بر جاي گذاشت .


تنسر : پيشواي بزرگ ديني (زرتشتي) ايرانيان در زمان پادشاهي اردشير بابکان عنوان هيربدان هيربد را داشته است که گامهاي بزرگ در راه دين بهي برداشته است .


جمشيد : پسر طهمورث - چهارمين پادشاه پيشدادي . که جشن نوروز را بنيان نهاد و رسوم و آيين هايي شادي براي ايرانيان بر جا گذاشت که او را جم يا جمشاسب هم گفته اند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در شنبه هشتم بهمن 1384 و ساعت 21:22 |

 

بیاید ارامگاه ابدی کوروش کبیر را نجات دهیم

ارامگاه کوروش تا چند ماه دیگر زیر آب میرود

ارمگاه نشانه عظمت ایران

بگزارید کوروش ارام بخوابد

شما اژنوی هستید نه ایرانی

یک ایرانی هیچ وقت چنین کاری نمی کند

شما انسانهای پستید

شما خائن به ملت ومیهنید

شما از عربهای بیابان گرد هم بدترید

چنین کاری باعث شرم ایرانیان است

 

+ نوشته شده توسط ساناز در جمعه هفتم بهمن 1384 و ساعت 18:5 |

 

ابومسلم خراساني : عبدالرحمن بن مسلم خراساني يکي از دليران و آزاديخواهان ايران که

 در سال ۱۲۹ هجري در مرو و بر ضد مروان بن حمار خليفه اموي قيام نمود و در صدد بر آمد که نهضتي ايراني و بدور از فرهنگ تازيان در ايران بر پا کند که به همين دليل نامش جاويد گشت .


آريوبرزن : سردار بزرگ ايران که با شهامتي در خور ستايش و ماندگار لشگر ايران را تا آخرين لحظه در برابر ارتش اسکندر نگهداشت و مقاومت نمود و جان سپرد و حماسه اي در تاريخ  ايران از خود بر جا گذاشت .


استاذسيس : سردار دلير ايران که در نواحي هرات و بادغيس و سيستان بر ضد منصور خليفه ستمگر عباسي قيام کرد و عاقبت به فرمان منصور در بغداد به دار آويخته شد و يکي از سمبلهاي عرب ستيزي را در ايران به جاي گذاشت و درس وطن پرستي در برابر يورش بيگانگان براي جوانان به جاي گذاشت .
اشک : بنيانگذار سلسله شاهنشاهي اشکانيان که دست حکومت سلکوکيان ( يوناينان ) را که حدود ۱۰۰ بر کشور ما تسلط پيدا کرده بودند و کشور ما را اشغال نموده بودند کوتاه کرد و حکومتي برخواسته از فرهنگ ايراني بر پا کرد .


انوشيروان : ملقب به نوشيروان دادگر . پادشاه معروف ساساني که با بنيان گذاشتن قوانين حکومتي و دادگستري خود نامش را در تاريخ ايران به ثبت رساند .


بابک خرمدين : سردار دلير و پيشواي نهضت خرمدينيان يا سرخپوشان که بر ضد حکومت عرب قيام کرد و 22 سال دست يورش گران عرب را از کشور ما کوتاه کرد و مبدل به سمبلي از مقاومت ايرانيان در برابر حمله بيگانگان به کشور شد . که در نهايت وحشيگري به دست معتصم تکه تکه شد ولي نامش هميشه جاويد گشت .


برزمهر : پهلوان و دلير مرد ايران در زمان پادشاهي بهرام گور


برزويه : طبيب و انديشمند مخصوص انوشيروان عادل که کتاب کليله و دمنه را از هند به ايران آورد و به زبان پهلوي ترجمه کرد .


بلاش : يکي از پادشاهان اشکاني که به اشک بيست و دوم معروف بود و در سالهاي ۵۱ تا ۷۷ ميلادي پادشاهي ايران را بر عهده داشت و خدمتي بزرگ به ايران زمين نمود . زيرا کتاب ارزشمند ايرانيان ( اوستا ) که در زمان حمله اسکندر به ايران از ميان رفته بود با تلاش و همت او دوباره گردآوري شد .
بوذرجمهر(بزرگمهر) : معروف ترين و انديشمند ترين وزير دربار انوشيروان دادگر که گفتگوي هاي خرد ورزانه او در تاريخ ايران ثبت گشته است .

 

+ نوشته شده توسط ساناز در پنجشنبه ششم بهمن 1384 و ساعت 22:25 |

   

  کوروش خواهد امد و مرا نجات خواهد داد

 

                                               دانیال نبی                                                   

+ نوشته شده توسط ساناز در پنجشنبه ششم بهمن 1384 و ساعت 17:7 |

دوره جوانی

تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می رسد که برای چند نسل بر انشان, در جنوب غربی ایران, حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه چهارم بهمن 1384 و ساعت 23:26 |

 

 

اسطوره های ملی ایران زمین

 

درود بر همه ايرانيان نيک سرشت . با اندوه بدليل تهمت ها و افترا ها و مخدوش کردن شخصيتهاي اصيل ايراني توسط عده اي نا ايراني و عرب زده در سطح جامعه بر آن شدم تا ليستي از شخصيتهاي تاريخ کهن ايران زمين را براي فرزندان کشورم که شايد ندانند بياورم تا بلکه با دقيقه اي فکر کردن از اصالت خويش آگاه شوند و بدانند که ايران گهواره تمدن است . گفتني است اين ليست تنها قسمتي از اسطوره هاي ملي ما هستند و گسترده بودن تاريخ کشورمان بنده حقير را از نوشتن تمامي افراد بزرگ ايران زمين باز داشته است . ايرانيان نه تنها نيازي به شخصيتهاي عربي ندارند بلکه دهها شخصيت بالاتر از آنان در هزاران سال پيش داشته اند و اگر عده اي از دوستان بگويند ما دين اعراب را پذيرفتيم - اين قضيه هيچ ارتباطي ندارد که ما شخصيتها و اسطوره هاي ملي خود را کنار بگذاريم و به سراغ اعراب و اسطوره هاي آنان برويم . دين بحثي جدا و کاملا شخصي است . که اين قضيه نبايد تاثيري در تاريخ و فرهنک و اصالت ما بگذارد . بر طبق اولين اعلاميه حقوق بشر توسط کورش کبير شاهنشاه بزرگ هر انساني آزاد است که هر ديني را که مايل است بپذيرد و ما همچنان به خود ميباليم که نواده آن بزرگوار هستيم .

آذرپادمهراسپندان :موبدان موبد و دانشمند بزرگ زمان ساسانی که در تدوین و جمع اوری نسک مختلف اوستا کوشش بسیار کرد و امروز از او پندنامه و اندرزنامه های اخلاقی بزرگی بجای مانده.
آذرفرنبغ فرخزادان : هیربد زرتشتی و دانشمند و حکیم بزرگی که گرد اورنده و نویسنده کتاب بزرگ دینکرد در زمان مامون عباسی بوده این کتاب مشتمل بر بسیاری از دانش نامه های مزدیسنا است که میرفت پس از حمله تازیان به فراموشی سپرده شود.

آذربرزين : پسر فرامرز که با بهمن پسر اسفنديار جنگيد که يکي از پهلوانان ايراني ميباشد و آتشکده اي هم به همين نام وجود دارد


آذر کيوان : حکيمي و عالمي ايراني از سرزمين فارس که در قرن يازدهم هجري حيات داشته است .


آرش : ملقب به کمانگير . پهلوان ايراني در عهد منوچهر شاه که در تير اندازي سر آمد زمان خود بوده است که در جنگ ميان منوچهر و افراسياب قرار بر پرتاب کردن تيري ميگذارند تا مرز ميان ايران و توران را تعين کند آرش از طربستان تيري پرتاب کرد که در مرو فرود آمد و بعد از آن جانش را در راه ايران زمين فدا نمود .

 


آريه : سردار معروف و بزرگ ايراني که به حمايت از پادشاهي کورش صغير برخواست .
آيين گشسب : سردار بزرگ ايران که در زمان هرمز چهارم فرماندهي لشگر ايران را بر عهده داشت
ابولولو : يا همان فيروز نهاوندي . پس از يورش تازيان به ايران به سرکردگي عمربن خطاب- فيروز نهاوندي و تعداد بيشماري از ايرانيان به غلامي اعراب در آمدند . فيروز غلام مغيره بن شعبه شد و با زيرکي و در جهت انتقام خون نياکانمان عمربن خطاب خليفه دوم را با ضربه هاي کارد کشت و اين جنايتکار تازي را از صحنه روزگار محو کرد .

 

ابومسلم خراساني : عبدالرحمن بن مسلم خراساني يکي از دليران و آزاديخواهان ايران که در سال 129 هجري در مرو و بر ضد مروان بن حمار خليفه اموي قيام نمود و در صدد بر آمد که نهضتي ايراني و بدور از فرهنگ تازيان در ايران بر پا کند که به همين دليل نامش جاويد گشت .


آريوبرزن : سردار بزرگ ايران که با شهامتي در خور ستايش و ماندگار لشگر ايران را تا آخرين لحظه در برابر ارتش اسکندر نگهداشت و مقاومت نمود و جان سپرد و حماسه اي در تاريخ  ايران از خود بر جا گذاشت .

 

 

+ نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه چهارم بهمن 1384 و ساعت 23:23 |

کوروش دوم

کوروش دوم، معروف به  )کوروش بزرگ یا کوروش کبیر  (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد )شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین امپراطوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و اسرا، احترام به عقاید و مذاهب مختلف، گسترش تمدن و... شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دوره‌ی شاهنشاهی ایرانیان می باشد.

واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند".

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه چهارم بهمن 1384 و ساعت 23:21 |

 

                           پیشگفتار                                   

 

 در روزگاران قدیم مشکل اساسی جویندگان حقیقت، کمبود کتاب و رساله بود.  درروزگار ما، بر عکس، فراوانی بیش از حد کتاب و مقاله مانع دست یابی به دانش معنوی حقیقی است.

 

افزون بر وفور دست و پاگیر کتاب و مقاله، تعارض بین نظریه ها و تضاد بین (جهان بینی ها ) نیز ما نع دیگری بر سر راه جویندگان حقیقت است. حاصل این آشفتگی ها و هرج و مرج های فرهنگی، سر در گمی نسل امروزی است. در این گم بیشه آراء و عقاید، چه باید کرد؟ کدام کتاب را باید خواند؟ به حرف چه کسی باید کرد؟

راه حل منطقی این معما این که عقل سلیم  (یعنی عقل خالی از هر گونه تعصب ) را ملاک دهیم.

 

عقل سلیم حکم می کند که گفتارهای کسانی را بپذیریم که منشأ الهی دارند. ولی باز این سؤال پیش می اید که ملاک تشخیص گفتارهای الهی چیست؟ خوشبختانه در این زمینه مشکل خاصی وجود ندارد، زیرا گفتار الهی و معنوی نشانی دارد. در این کوتاه سخن، مهم ترین نشانه های گفتار معنوی را یاد اوری می کنیم:

 

1-گفتار معنوی، تراوش روح گوینده ای است که با مبدأ الهی ارتباط دارد. منظور این است که گوینده باید از طرف مبدأ مأموریت هدایت داشته باشد. این مأموریت به صورت  تأ ثیر کلام گوینده ظاهرمی شود .هر کدام از این گویندگان را در نظر بگیریم، شاهد صادقی بر این مدعاست. این گویندگان اغلب در زمان حیات شان مورد تحقیر و توهین مدعیان قرار گرفتند. ولی به مرور زمان شناخته شدند و امروز در بسیاری از کشورهای جهان مراسم بزرگداشت برای انان بر پا می کنند.

وقت گفتاری از مبدأ الهی نشات بگیرد، خداوند هم به ان صلاحیت و اثر می دهد.

 

2- نشان دیگر کلام معنوی این است که به هیچ وجه جنبه خود ستایی ندارد و در راستای تأمین منافع شخصی، یا گروه، یا ملت بخصوصی نیست. سراسر هدایت است، و خیر و رحمت. در واقع سخن حق است، که از زبان گویندگان معنوی افاضه می شود.

 

به قول مولانا:

 

این همه آوازها از شه بود      گر چه از حلقوم عبدالله بود

 

علت تأثیر جاودانی گفتارهای معنوی همین است.

3-گفتارهای معنوی باید پیامی از طرف مبدأ برای همگان داشته باشد. این پیام مجموعۀ راهنمایی هایی است که هدف ان تأمین نظم و ارامش و اسایش دو گیتی       است. تعداد این راهنمایی ها زیاد است:مولوی هم چنین می سراید.                         از کجا امده ام ،امدنم بهر چه بود؟

به کجا امدنم،بهرچه بود؟

به کجا می روم ،اخر،ننما یی وطنم.

این سه اصل را می توانم مثلث حقیقت نامید. استاد الهی در معنای ان می فرماید:

(حقیقت همان است که انسان بداند چیست، از کجا امده،چه کار باید بکند چیست، از کجا امده،چه کار باید بکند و به کجا باید برود؟ وقتی اینها را شعار خود قرار داد و عمل کرد و فهمید،به حقیقت رسیده است) ( اثارالحق جلد 1، گفتار 389)

اخرین نکته این که توجه به نشانه های مزبور شرط لازم است، ولی کافی نیست.

زیرا اصول کلی و اساسی، مانند فرمول ریاضی است که وارد جزئیات مسائل

نمی شود و به همین جهت سوء استفاده کنندگان همواره می توانند سخنان کلی معنوی

را وسیله قرار دهند و مردمان ساده و سلیم را فریب دهند، چنان که مولوی

هم می فرماید:

حرف درویشان (یا:حرف پاکان را) بدزدد مرد دون تا بخواند زان سلیمی را فسون.

از این رو نیاز به نمونه هایی هست که برای تشخیص حق از با طل الگو قرار گیرد.

به این منظور، مجموعه حاضر ، که مشتمل بر گفتارهای معنوی است، در چند مجلد

( که هر یک به گفتارهای یکی از بزرگان معنوی اختصاصی دارد)، به جویندگان حقیقت و خواستاران تشخیص حق از با طل تقدیم می گردد. مجلد اول این مجموعه

اختصاصی به حضرت عیسی (ع) و گفتارهای معنوی ان بزرگوار دارد.

 

زرتشت پیامبری با مأموریت عام بود. هر چند که خداوند او را از کودکی برگزید،

اما مأموریت خود را به تدریج اشکار ساخت. وحی می گرفت و تعالیمش در کتابی

به نام اوستا جمع اوری شده که اصل ان از میان رفته است. زرتشت یکتا پرست

بود؛از جمله تعالیمش این بود که در جهان دو نیروی متضاد وجود دارد:

نیکی(اهورامزدا) و بدی (اهریمن).

 

به اصل زندگی های پی در پی اعتقاد داشت و در گفتار به وجود کشمکشی دائمی

در درون انسان میان اهورامزدا (روح) و اهریمن (نفس اماره) اشاره می کند.

زرتشت هدف انسان را تلاش دائمی برای غلبه کامل نیکی بر بدی می داند و تجلیات

معنوی که به او می شد را به پرتو اتش تشبیه می کند و از همین جاست که بعضی

او را اتش پرست تصور کرده اند.

 

شعار زرتشت:

 

( پندارنیک، کردارنیک و گفتارنیک)

 

 

 

+ نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه سوم بهمن 1384 و ساعت 23:28 |


Powered By
BLOGFA.COM