زاهدی پیری بارگاه قدرتمند ترین پادشاه دوران
دعوت شد.
پادشاه گفت: به مرد مقدسی که با اندک چیزی راضی می شود،
غبطه می برم.
زاهد پاسخ داد: اعلی حضرتا، من به شما غبطه می برم که زودتر
از من راضی می شوید.
پادشاه، با آزدگی گفت: منظورت چیست؟ تمام این سرزمین از آن
من است.
زاهد گفت: دقیقا. من آهنگ کرات را دارم، رودها و کوهساران
سراسر جهان را دارم. ماه و خورشید را دارم،
چون در روان خود،
خدا را دارم. اما
اعلی حضرتا، شما فقط همین قلمرو را دارید.
+ نوشته شده توسط ساناز در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت
23:26 |
